تبليغاتX
..:::دل گویه های من:::..
..:::دل گویه های من:::..
دل گویه هایم را برای تو می گویم




چرا حرف مرا نمی فهمد؟

یا نه! بهتر است بگویم چرا مرا آنطور که می خواهم نمی فهمد؟

خدایا مگر تو زن و مرد را برای آرامش یکدیگر نیافریدی پس چرا حرفهایشان علایقشان نظراتشان افکارشان و اولویتهایشان اینقدر باهم تفاوت دارد؟

کاش فقط تفاوت داشت!

تنافر دارد!

از این تضادها و ازاین عدم تناسبات حالم به هم می خورد.

فهمیده ترین هایشان هم باز نمی فهمند.اينها ديگر فوق ليسانس و دكترا و .... نمي خواهد!

خداوندا! گفته بودی لقد خلقنا الانسان فی کبد ( ما انسان را در زجر و سختی آفریدیم!)

ولی باورمان نبود.

جسم را که زجر می کشدهیچ خیالی نیست!

روح را که خسته می شود چه كنم؟

دل را كه شكسته مي شود چه كنم؟

اشك را كه ريخته مي شود چه كنم؟

اين دل شكسته و اين اشكهاي ريخته سرمايه هاي منند!

پيشكش!

بپذيرشان!

|+| نوشته شده توسط سودابه در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 8:0 بعد از ظهر |