تبليغاتX
..:::دل گویه های من:::..
..:::دل گویه های من:::..
دل گویه هایم را برای تو می گویم




زندگی
امروز نا خودآگاه جمله ای به یادم آمد که مطمئنم همه شما بارها آن را شنیده اید!!

ولی می خواهم بدانم چه کسی به یادش مانده؟؟!!!

در قسمت نظرات می توانید بفرمایید که این جمله را کجا شنیده اید؟؟؟؟

"زندگی منشوری است در حرکت دوار! منشوری که پرتو پرشکوه

خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی-خیال انگیز

 و پرشور جلوه گر ساخته است!!!"

|+| نوشته شده توسط سودابه در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:50 قبل از ظهر |

حکایت عشق وازدواج
 
شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جوابش گفت: به  گندم زار  می روی وپر خوشه ترین شاخه گندم را می آوری. اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا   خوشه ای بچینی.
 شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید:     چه آوردی؟ شاگرد گفت: هیچ هرچه جلوتر می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم به اُمید پیداکردن پرپْشت ترین تا انتها ی گندمزار رفتم. استادگفت: عشق یعنی همین
شاگرد گفت: پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یادداشته باش که بازهم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت وپس از مدتی کوتاه با درختی برگشت. استاد پرسید : چه کردی؟ شاگرد گفت: به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم بازهم دست خالی برگردم. استاد گفت: ازدواج یعنی همین.
|+| نوشته شده توسط سودابه در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 9:21 قبل از ظهر |